۩۞۩ Well Come ۩۞۩
حق با کسی است که می ایستد وحرکت می کند
در حالت نشسته وسکون گلایه از بی مهری ایام نکنید
((استادسعیدزاده))

| ||
|
Shakespeare: شکسپير: | ||
|
Optimist: خوشبين: | ||
|
Suspicious: شکاک: | ||
|
Impatient: ناشکيبا: | ||
|
Patient: صبور: | ||
|
Playful: خوشگذران: | ||
|
C++ Programmer(برنامه نويس C++): | ||
|
Animal-Rights Activist: فعال دفاع از حقوق حيوانات: | ||
|
Lawyers: وکلا: | ||
|
Bill Gates: بيل گيتس: | ||
|
Biologist: زيست شناس: | ||
|
Statisticians: آمارشناسان: | ||
|
فروشنده: | ||
|
Schwarzenegger's fans: طرفداران آرنولد: | ||
|
Insurance agent: نماينده بيمه: | ||
|
Physician: فيزيکدان: | ||
|
Mathematician: رياضيدان: | ||
|
Nowadays' style: مدل امروزي: | ||
|
If you love someone اگه عاشق كسي شدي، |


خيلي دلم تنگه ولي نبودنت حقيقته
آخه آرزوي دل داشتن يک دقيقته
از ماه مي پرسم عاشقي يه قفسه يا نفسه
انگار که اين چشماي خيس هر چي ديده ديگه بسه
وقتي که گريه مي کنم سرم رو شونه ي شبه
ستاره ها رو ميشمرم نگام توخونه ي شبه
مي خوام که باد از تو بگه که از همه دنيا سري
بياي و مثل آرزو بموني از پيشم نري
تو رو بهونه مي کنم ترانه هام جون بگيره
رگاي خشک زندگيم با عشق تو خون بگيره
خيلي دلم تنگه ولي نبودنت حقيقته
آخه آرزوي دل داشتن يک دقيقته












انتظار
واژه غريبي است
واژه اي كه روزها يا شايدم ماههاست كه با آن خو گرفته ام
كه چه سخت است انتظار
هر صبح طلوعي ديگر است بر انتظار فرداي من
خواهم ماند تنها در انتظار تو
چرا نوشتم در برگ تنهاييم براي تو؟ نمي دانم
شايد كه روزي بخوانند بر تو عشق مرا....
مي دانم روزي خواهي آمد مي دانم...
گريان نمي مانم خندانم
براي ورودت اي عشق
وقتي به يادت مي افتم. به ياد خاطراتت...
نامه هايت را مرور مي كنم نه يك بار بلكه صدها بار
وجودم را سراسرعشق فرا مي گيرد
واشك شوق برگونه هايم روانه مي شوند
تنها مي گويم هميشه درقلب مني...
مي دانم كه باز خواهي گشت............ميدانم

در آسمان قلب من ستاره گريه مي كند
دل بهانه گير من دوباره گريه مي كند
نسيم خاطرات توسري به خانه مي زند
زخانه ي نگاه من غمت جوانه مي زند
تو موج ميشوي ومن سكوت ساحلي غريب
توآبي وپرازصداومن شمايلي عجيب
تو حرف مي زني ومن دوباره گوش مي كنم
اگرچه در درون خويش كمي خروش مي كنم
ولي تو موج هستي ومنم كه ساحل توام
توحرف غرشي ومن كلام بي صداي غم
ودوست دارم آشنا همين غرورسبز را
همين كه كرده عشق راغريبه نام آشنا
پس انتظارمي كشم كه باز مهربان شوي
تومهربان شعر من بيا كه قهرمان شوي
به يادآن شبي كه تو به قلب من سري زدي
وبا پرنده دلت تو باغ من پري زدي
من آشيانه ساختم براي چشمهاي تو
و قطره ها نشانده ام به پاي چشمهاي تو
هنوز بهترين من كلام اول مني
در انتهاي آرزوسلام اول مني
دلشکسته ... ...
رفتی طوری که انگار عشقی وجود نداره
رفتی و مرا با خاطره های غم عشق تنها گذاشتی
رفتی بدون اینکه بهم بگی که میروی
هیچ وقت نگفتی که پیشت می مونم
هیچ وقت نگفتی که دوست دارم
رفتی اما اینو بدون که من نیز می روم
تو پیش دیگری رفتی اما من به آغوش مرگ می روم
آری آغوش مرگ
مرگ در انتظار من است تا به سوی او روم
عشق تو دروغی بیش نبود
رفتی ... تنها ماندم
تو برای من فقط اشک دوریت را به یادگار گذاشتی
هیچ وقت نفهمیدی عشق منو ... چرا چرا ؟
چشم های بی قرار من همیشه در انتظار تو خواهد ماند
تا که روزی بیایی و این دل شکسته را نیز با خود ببری
... عشق ...
عشق باعث آرامش قلبه ، عشق دل شکسته در انتظار محبته
امروز عزیزم من عشقو در چشم های تو دیدم
عشق سر شار از مستی و میل و آرزوست ، تو اینو نمی دونی
تنها کسانی که عاشق هستند می تونن بفهمن عشق چه جوریه و چه لذت خوبی داره
در عشق دیدارهای بی پروا و همچنین غم دوری و جدایی نیزهست
عشق سر شار از وفاداریه و همچنین در اون بی وفاییهم وجود داره
از وقتی که عاشق شدیم دیوانه و کشته عشق شدیم
عشق به طور کامل اختیار قلبتو در دست می گیره
دلشکسته در انتظار محبته
در عشق حقیقت نهفته است و همچنین داستانهای خیالی هم در اون وجود داره
بر روی لبهای عاشق همیشه لبخند اما چشم هایش پر از اشکه
در عشق هم بی قراری و اشتیاق فراوان هست و هم آرام و قرار
کسی که در بازی عشق برنده می شه در عین حال پیروز است هم شکست خورده
پروانه هم به خاطر عشق در شعله شمع می سوزد
عشق دل رو بی قرار میکنه
عاشق رو منتظر میزاره ، قلبشو ناراحت می کنه
عشق همچون پرواز خیالی است که فقط در رویا وجود داره
عشق همیشه دلتنگه تا روزی مجنون آن برگرده
عاشق همیشه منتظره ، منتظره تا به معشوقش برسه
عشق قلب رو بی قرار می کنه

... شاید ...
آیا من ؟!
به لحظه ای باز می گردم که با تو باشم
آیا تو وداع می گویی ، اهمیتی ندارد چگونه به سختی تلاش کردم
من نمی توانم بدون تو زندگی کنم ، زنده بمانم
شاید بگویی که هنوز خواهان من هستی
شاید بگویی که نمی خواهی
شاید ما بر زبان نمی آوریم که تمام شد
من نمی توانم بگذارم که تو بروی
در این اطراف گام بر می داشتم ، نمی توانستم در یابم
ما کجا اشتباه کردیم و نمی توانم ادعا کنم
من نبودم
آنچه تو از دست دادی نبود فراتر از آن ، که از دست ندهی
چیزی نیست که من بتوانم بپذیرم
هنگامی که به سوی تو می آیم
به من می گویی که بسیار دیر کردم
شاید بگویی که هنوز خواهان من هستی
...

... غم ...
ای یار غم دیده نداری خبر از من
در گردش ایام چه آمد بر سر من
من تازه گلی بودم اندر چمن عشق
نشکفته فرو ریخت فلک بال و پر من
نمی گویم سحر می خواهم از تو
نگاهی شعله ور می خواهم از تو
برای شرح دلتنگی ام امشب
مجال مختصر می خواهم از تو
چشمهایت بسته باشد یا باز .
همیشه کسی را که دوست داری پیش رو خواهی داشت و خواهی دید .
عشق من چطور می توانم به تو بگویم که عشق چگونه اتفاق می افتد .
امروز بگذار کسی را که چنین در حال مردن است ، ببینم .
بگذار ببینم که عشق چگونه اتفاق می افتد .
از زمانی که رویاهایم را تغییر دادم ، از فکر کردن به هر چیز دیگری دست کشیده ام .
و از زمانی که عاشق او شده ام ، احساس می کنم که خودم را در کنار او از دست داده ام .
وقتی تو عاشق هستی ، نه بیداری و نه در خواب .
چه طور می توانم به تو بگویم که عشق چگونه است .
آیا جادوی اوست که تو را در بند گرفته است .
اما همه این ها به خاطر چیزی است که خداوند بر ایمان مقرر کرده است .
چه کسی می تواند تعیین کند چه شخصی در چه زمانی مسافر این مسیر خواهد شد .
و تو فقط زمانی که به کسی برسی که اسمش به روی قلبت حک شده ، عاشق خواهی شد .
چطور می توانم به تو بگویم که عشق چگونه است .
چشم هایت باز باشد یا بسته تو همیشه در رویای او خواهی بود .
I were a flower opening up my petals lif , when I am with you it is as if
آن گاه که با توام،
چو گلی هستم که گلبرگهای زندگی را شکوفا می کند.
when I am with you it is as if , I were the waves of the ocean
آن گاه که با توام، چون امواج دریا هستم
against the shore crashing strongly ,
که توفنده وسرکش بر ساحل می کوبد.
when I am with you it is as if , I were the rainbow after the strom proudly showing my colors
آن گاه که با توام، رنگین کمانی بعد از توفانم، که پر غرور رنگها یش را نشان می دهد.
when I am with you it is as if , Everything that is beauiful surrounds us
آن گاه که با توام، گویی هر آنچه که زیباست ما را در بر گرفته است
This is just a very small part of how wonderful I feel
این ها تنها ذره ای ناچیز از احساس والای با تو بودن است.
when I am with you it is as if , Maybe the word love was , invented to explain the deep all encompassing feelings That I have for you
آن گاه که با توام، شاید واژه عشق را ساخته اند تا احسا سی چنان عمیق و هزار سو را بیان کند.
but somehow it is not strong enough But since it is the best word that there is Let me tell you a thousand times that I love more than Love
اما باز هم این واژه کافی نیست. با این همه چون هنوز بهترین است بگذار بگویم و باز بگویم که بیش از عشق

|
وقتي يک دختر حرفي نميزند |
|||
|
ميليونها فکر در سرش مي گذرد |
|||
|
وقتي يک دختربحث نميکند |
|||
|
عميقا مشغول فکر کردن است |
|||
|
وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند |
|||
|
يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود |
|||
|
وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم |
|||
|
يعني اصلا حال خوبي ندارد |
|||
|
وقتي يک دختر به تو خيره مي شود |
|||
|
شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي |
|||
|
وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد |
|||
|
آرزو ميکند براي هميشه مال او باشي |
|||
|
وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند |
|||
|
|
توجه تو را طلب مي کند |
||
|
وقتي يک دختر هر روز براي تو[اس ام اس ]مي فرستد |
|||
|
|
يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي |
||
|
وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم |
|||
|
|
يعني واقعا دوستت دارد |
||
|
وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونميتواند زندگي کند |
|||
|
|
يعني تصميم گرفته که تو تمام اينده اش باشي |
||
|
وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده |
|||
|
|
هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست |
||

|
وقتي يک پسر حرفي نمي زند |
|
||
|
|
حرفي براي گفتن ندارد |
||
|
وقتي يک پسر بحث نميکند |
|
||
|
|
حال وحوصله بحث کردن ندارد |
||
|
وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند |
|
||
|
|
يعني واقعا گيج شده است |
||
|
وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم |
|
||
|
|
يعني واقعا حالش خوبه |
||
|
وقتي يک پسر به تو خيره مي شود |
|
||
|
|
دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني |
||
|
وقتي يک پسر سرش را روي پات مي ذاره. |
|
||
|
|
آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي |
||
|
وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند |
|
||
|
|
او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند |
||
|
وقتي يک پسر هرروز براي تو[اس ا م اس ]ميفرستد |
|
||
|
|
بدون که براي همه "فوروارد" کرده |
||
|
وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم |
|
||
|
|
دفعه اولش نيست[آخرش هم نخواهد بود] |
||
|
وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند |
|
||
|
|
تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه | ||

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ وبازیگوش
واو یکریز
وپی درپی دم گرم و چموشش را سخت در گلویم بفشارد
وخواب خفتگان خفته راآشفته تر سازد
وبشکند این سکوت مرگبارم را

یادمان باشد از امروزخطایی نکنیم
گرچه در خود شکستیم صدایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
زندگی چون گل سرخ است
پراز برگ پراز خارو پراز عطر لطیف
یادمان باشد اگر گل چیدیم
خارو عطروگلبرگ هرسه
همسایه دیوار به دیواره هم اند
پرسید به خاطر که زنده هستی؟
بااین که دوست داشتم داد به زنم
به خاطر تو
گفتم به خاطر هیچ کس
پرسید به خاطر چه زنده هستی ؟
با این که دوباره می خواستم داد به زنم
به خاطر تو
گفتم به خاطر هیچ چیز
پرسیدم تو به خاطر چه زنده هستی؟
گفت:به خاطر کسی که به خاطر هیچ چیز زنده هست
در كارگه كوزه گري رفتم دوش
ديدم دو هزار كوزه گويا وخموش
فرياد برآورد يكي كوزه خروش
كو كوزه گر كوزه خرو كوزه فروش
سوزد وافروزد وخاموش شود
آنکه چون شمع بخندد به شب تار کسی
عاقبت دست درآغوش نگارش ببرند
آنکه یک بوسه ستاند زه لب یار کسی
اشکی در گذرگاه تاریخ
از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
ازهمان روزی که فرزندان آدم
زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید
آدمیت مرده بود
گرچه آدم زنده بود
ازهمان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
ازهمان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود
بعد دنیا هی پر از آدم شد و این اسباب
گشت و گشت
قرنها از مرگ آدم هم گذشت
ای دریغ
آدمیت برنگشت

بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستی
دشمنی ها کرد با من در لباس دوستی
ما وفا کردیم و یاران قدرها نشناختند
کور باد آن دیده حق ناسپاس دوستی